یادگیری


يادگيري
يادگيري يعني تغيير كم و بيش دائمي در رفتار بالقوه يادگيرنده ،‌مشروط بر اينكه اين تغيير بر اثر تجربه رخ داده باشد نه اينكه حاصل عواملي چون خستگي، استعمال داروهاي مخدر و تغييرات ناشي از بلوغ باشد.
در اين تعريف به تغييرات موقتي رفتار كه ناشي از خستگي، انطباق حسي يا عواملي انگيزشي است اهميتي داده نمي شود.
در تكنولوژي آموزشي ما براي ايجاد تغيير تقريباً دائمي در رفتار بالقوه فرد برنامه ريزي مي كنيم اين برنامه را اجرا مي كنيم و ميزان تغيير در رفتار را مي سنجيم و براي اينكه تغيير در رفتار شامل نگرشها و عواطف،‌مهارتهاي حركتي و رواني ، اطلاعات و دانسته هاي فرد را ايجاد كنيم از كليه امكانات و منابع انساني و غيرانساني استفاده مي كنيم. ما نتايج تحقيقات در مورد يادگيري انسان و ارتباط را نيز مورد توجه و بهره برداري قرار مي دهيم تا بتوانيم تغييرات مطلوب را در افراد ايجاد كنيم.
«ارتباط» واژه ديگري كه براي روشن شدن تعريف تكنولوژي آموزشي نياز به بررسي دارد «ارتباط» است. ارتباط از نظر لغوي به معني انتقال، سرايت و انتشار است. ريشه ي آن واژه ي لاتيني COMMUNIS است كه آن را تفاهيم و اشتراك فكر هم ترجمه كرده‌اند.
در علوم ارتباطات كلمه ي ارتباط مفاهيمي گوناگون نظير انتقال و انتشار آگاهي و انديشه ها ،‌ايجاد پيوستگي اجتماعي و اشتراك فكري و همكاري عمومي را در بر مي‌گيرد.
همه اي ارتباط هايي كه صورت مي‌گيرد فرايند هستند يعني فعاليتي كه در يك محيط متغير به طور دائم در جريان است و ارتباط ها هنگامي برقرار شده اند كه پيام از فرستنده به گيرنده ي پيام منتقل شده است.
پس ما مي توانيم ارتباط را به فرايند انتقال پيام از فرستند به گيرنده پيام به شرط اينكه ذهنيات مورد نظر فرستند به گيرنده انتقال يابد يا بالعكس تعريف كنيم. اگر هر موقعيت آموزشي را يك موقعيت ارتباطي بدانيم فرستنده پيام گاهي طراح آموزشي است و گاه معلم ، دانش آموزشي را يك موقعيت ارتباطي بدانيم فرستنده پيام گاهي طراح آموزشي است و گاه معلم.
دانش آموز گيرنده پيام است . هنگامي مي گوئيم ارتباط برقرار شده است كه ذهنيات مورد نظر طراح آموزش يا معلم به گيرنده پيام يا دانش آموز منتقل شده باشد و ذهنيات مورد نظر دانش آموز به معلم منتقل شده باشد. با سنجش عملكرد دانش آموز متوجه مي شويم كه آيا ارتباط برقرار شده است يا خير.
گفتيم كه در تكنولوژي آموزشي ماهر موقعيت آموزشي را يك موقعيت ارتباطي مي دانيم و براي اينكه ارتباط برقرار شود يا فرآيند آموزش و يادگيري به نحو مطلوب به نتيجه برسد ما بايد اجزايي را كه در فرايند ارتباط دخالت دارند شناسايي كنيم.

تعریف تکنولوژی آموزش

واژه تكنولوژي Tecnology از ريشه ي يوناني Technolia، به معني برخورد سيستماتیک مي آيد در برابر واژه ي تكنولوژي در فرهنگ هاي مختلف مطالب متفاوتي آورده شده است كه يكي از آنها عبارت «كاربرد دانش براي مقاصد عملي» است. پس مي توانيم تكنولوژي آموزشي را از نظر لغوي كاربرد دانش يا يافته هاي علمي براي مقاصد آموزشي، يا برخورد سيستميك با آموزش بدانيم.
تعريفي كه كميته مخصوص تكنولوژي آموزشي در آكادمي ملي مهندسي آمريكا از تكنولوژي آموزشي مي‌كند چنين است. مجموعه اي از معلومات ناشي از كار بست علوم آموزشي و يادگيري در دنياي حقيقي كلاس درس، همراه با ابزار و روش هايي كه كاربست علوم نامبرده در بالا را تسهيل كنند.
تكنولوژي آموزشي از ديدگاه جي.آر. گاس مدير مركز تحقيقات و نوآوري هاي آموزشي وابسته به سازمان همكاري هاي اقتصادي كشورهاي اروپايي عبارت است از : «طرح سازمان يافته و استقرار يك سيستم فراگيري كه از مزاياي روش هاي نوين ارتباط جمعي، ابزار و وسايل بصري، سازمان بندي كلاس درس و روش هاي جديد تدريس بهره گيري مي‌كند ولي در عين حال از آنها انتظار معجزه نيز ندارد.
اشكال اين تعريف در اين است كه بيشتر به روشها و ابزار تكيه مي‌كند و به تعيين هدفها و ارزشيابي از ميزان يادگيري نمي پردازد.
تعريفي كه از تكنولوژي آموزشي كه اكنون تقريباً مورد پذيرش همه است تعريف جيمز براون از تكنولوژي آموزشي است. براو تكنولوژي آموزشي را «طراحي، اجرا و ارزشيابي سيستماتيك» تمامي فرآيند يادگيري و آموزش بر اساس هدفهاي مشخص و نتايج تحقيقات در زمينه هاي يادگيري انساني و ارتباط و همچنين به كار گرفتن مجموعه اي از منابع انساني و غيرانساني به منظور ايجاد آموزش مؤثرتر مي‌داند.
مطابق تعريف فوق تكنولوژي آموزشي از تمامي يافته هايي كه در زمينه يادگيري انساني به دست آمده است بهره مي‌گيرد. علمي كه يادگيري را مورد مطالعه قرار مي‌دهد علم روانشناسي يادگيري است و علمي كه اختصاصاً يادگيري انسان را بررسي مي‌كند. شاخه اي از روانشناسي به نام روانشناسي پرورشي يا روانشناسي تربيتي است. پس تكنولوژي آموزشي از يافته هاي علم روانشناسي تربيتي بهره مي‌گيرد. تكنولوژي آموزشي از نتايج پژوهشها در زمينه ارتباط نيز سود مي‌جويد. تكنولوژي آموزشي هر موقعيت آموزشي را يك موقعيت ارتباطي مي‌داند، سعي مي‌كند كه اجزاء موجود در آن موقعيت ارتباطي را شناسايي كند و موانع ارتباطي را تشخيص دهد.
در تعريف جيمز براون از تكنولوژي آموزشي طرح ريزي سيستماتيك، كاربرد ماهرانه توليدات تكنولوژي و نتايج تحقيقات روانشناسي تربيتي و ارتباط ، اموري اساسي مي باشند. علاوه بر اينها تكنولوژي آموزشي با استفاده از منابع انساني و غيرانساني مي كوشد تا با بهره گيري از همه امكانات به اهداف آموزشي برسد.

آموزش بر اساس کامپیوتر

 

آموزش بر اساس کامپیوتر

زمانی که از کامپیوتر برای ارائه مواد برنامه آموزشی استفاده می شود به آن آموزش بر اساس کامپیوتر می گویند.

یادگیرندگان می توانند به کمک  آموزشهایی که کامپیوتر به آنان می دهد با سرعت شخصی خود مهارتها و کاربردهای ویژه ای را بیاموزند . این یادگیری که به صورت انفرادی   صورت می پذیرد مستلزم پاسخدهی آشکار و درگیری فعال به مواد یادگیری است .

آموزش به کمک کامپیوتر بسیار انعطاف پذیر استو به کمک آن می توان هدفهای سطوح مختلف را آموزش داد.بعضی برنامه های آموزش به کمک کامپیوتر مفاهیم تازه را آموزش  می دهند و برنامه های دیگر یادگیرندگان را در تکالیف خلاق و حل مسئله درگیر می سازند.

نوعی برنامه آموزشی بر اساس کامپیوتر وجود دارد که آموزش بر خط می گویند.آموزش بر خط یادگیری الکترونیکی ،یادگیری اینترنتی ،یادگیری شبکه ای ،یادگیری مجازی و کلاس درس مجازی نیز نام گرفته است.

این نوع آموزش به عنوان استفاده از اینترنت برای دسترسی به مواد یادگیری ،تعامل با محتوا ،معلم و سایر یادگیرندگان ،ودریافت حمایت در ضمن فرایند یادگیری به منظور کسب دانش ،ساختن معنی شخصی و آموختن از تجربه یادگیری تعریف شده است.